ورود


خوش آمديد
كاربران اطلاعات بيشتري ملاحظه خواهند كرد

عضويت


ورود به سايت
نام کاربری

گذرواژه


آمارها

کاربران آنلاین

· مهمانان آنلاین: 1

· اعضای آنلاین: 0

· کل اعضا: 27
· جدیدترین عضو: javad

پیغام گیر

برای ارسال پیغام باید وارد حساب کاربری خود شوید.

1389/05/25
با سلام سايت فرزندان من افتتاح شد Wink

نگرشی بر معلولیت ذهنی

عقب ماندگان ذهنی (تعریف و طبقه بندی)

دکتر هادی سلیمی اشکوری

تعریف: گرچه تعاریف زیادی در مورد عقب ماندگی ذهنی شده، ولی هر یک از آنها بدلایلی مورد قبول دیگران واقع نشده است.

فعلاً تعریفی که بیشتر از همه مورد استفاده قرار می گیرد. تعریفی است که توسط انجمن عقب ماندگی ذهنی امریکا در سال های 1352 و 1362 شده و بدین قرار می باشد: «عقب ماندگی ذهنی عبارتست از اعمال عمومی هوشی کمتر از حد متوسط که همراه با نقص رفتار انطباقی بوده و در دوران رشد بوجود می آید».

توضیح: اعمال عمومی هوشی توسط آزمون های هوشی انفرادی تعیین می شود و اگر نتیجه حاصله 70 و یا کمتر از آن باشد اصطلاح «اعمال عمومی هوشی کمتر از حد متوسط» به آن اطلاق می گردد.

منظور از انطباق، درجه و حدی است که شخص می تواند مطابق معیارهای سنی و فرهنگی، رسیدگی، یادگیری، استقلال (بدون کمک دیگران) و مسئولیت اجتماعی از خود نشان داده و درصورت لزوم راه و روش دیگری متناسب با آن موقعیت اتخاذ نماید. بعبارت ساده تر رفتارهای انطباقی انتظاریست که دیگران از توانائی انجام اعمال مختلف یک شخص دارند، مثلاً مردم انتظار دارن که یک کودک 7 ساله، خریدهای جزئی را در اطراف منزلش انجام دهد، و یا یک کودک 12 ساله بتواند خودش سوار اتوبوس شده و به مدرسه برود و ....

و بالاخره منظور از دوران رشد، از بدو تولد تا آخر 18 سالگی می باشد.

طبقه بندی عقب ماندگی ذهنی

انجمن عقب ماندگی ذهنی آمریکا در سال 1362 عقب ماندگی ذهنی را برحسب هوش بهر به چهار دسته تقسیم کرد. این نوع تقسیم بندی بیشتر جهت آگاهی بیشتر از تعداد و مشکلات موجود در طبقات مختلف عقب ماندگی ذهنی جهت ارائه خدمات لازمه در سطح یک مملکت است و برای برنامه ریزی کل عقب مانده های ذهنی یک مملکت ارزش دارد، معهذا از روی این طبقه بندی تا حد زیادی می توان مشخصات مربوط به هر طبقه را دانست و آینده آنها را پیش بینی و برنامه ریزی کرد.

در این طبقه بندی عقب مانده های ذهنی را به چهار دسته تقسیم کرده اند:

1- عقب مانده های خفیف که دارای بهره هوشی 55-50 تا 75-70 هستند.

2- عقب مانده های متوسط که دارای بهره هوشی 40-35 تا 55-50 می باشند.

3- عقب مانده های شدید که دارای بهره هوشی 25-20 تا 40-35 هستند.

4- عقب مانده های عمیق که دارای بهره هوشی کمتر از 25-20 می باشند.

ولی در DSM-111 (راهنمای تشخیص و آماری اختلالت روانی، سومین ویراستاری- سال 1980) طبقه بندی عقب مانده ها بقرار زیر است:

1- خفیف: بهره هوشی 55-50 تا 75-65

2- متوسط: بهره هوشی 40-30 تا 55-45

3- شدید: بهره هوشی 25-15 تا 40-30

4- عمیق: بهره هوشی کمتر از 20-15

مشخصات عقب مانده ها

1. عقب مانده های خفیف ذهنی

فقط در تعدادی از آنها ضایعات عضوی مغزی وجود دارد و اکثر آنها بعلت مشکلات محیطی و وضعیت اجتماعی خانوادگی و یا عوامل ارثی پولی ژنیک دچار عقب ماندگی ذهنی شده اند (به مبحث نقش عوامل محیطی و فرهنگی در عقب ماندگی ذهنی، نوشته آقای دکتر اصلان ضرابی مراجعه شود). از نظر ظاهر یعنی قیافه و بدن عادی هستند. از نظر حرکات درشت (مانند نشستن، راه رفتن، دویدن و امثالهم) معمولاً مانند کودکان دیگر می باشند. کمی دیرتر از کودکان عادی بحرف می آیند و رشد زبان و گفتار نیز کندتر در آنها پیشرفت می کند. رفتارهای غیرعادی آنچنان در آنها دیده نمی شود. بهرحال کلیه مشخصات آنها برای والدین و افراد عامی بمانند کودکان باهوش متوسط است ولی توسط افراد متخصص قابل تشخیص هستند.

با شروع مدرسه، مشکل آنان بخاطر اشکال در یادگیری و بی علاقگی به درس معلوم می شود. بعضی ها نیز بخاطر اشکالات فوق، اختلال رفتاری از خود بروز می دهند.

باور عقب ماندگی ذهنی در این سن برای والدین بسیار مشکل و غیرقابل تصور است و معمولاً گناه را بگردن معلمین می اندازند.

بهرحال با کمک والدین و یا معلم مدرسه و یا معلم خصوصی و با زحمات زیاد، کودک، دبستان را می تواند تمام کند. معدل آنها سال به سال پائین تر می آید. در سال های بالاتر دبستان تجدید می آورند و یا مردود می شوند. ندرتاً بعضی از آنها ممکن است 2-1 کلاس در دبیرستان درس بخوانند و اجباراً از مدرسه بیرون می آیند و دوباره بمانند دوران قبل از دبستان در اجتماع گم می شوند وافراد عامی قادر به تشخیص عقب ماندگی ذهنی آنها نمی شوند.

مشخصات ناامید کننده و ناراحت کننده آنها برای والدین، در مورد کل صدق نمی کند. معمولاً کارهای زیادی مانند اکثر کارهای ساده و فنی ساده مانند جوشکاری، نجاری و غیره، و داد و ستدهای ساده را می توانند انجام دهند.

ازدواج می کنند و بچه دار نیز اکثر آنها می شوند. در مورد پرورش فرزند و سایر کارهای مهم احتیاج به راهنمایی دارند. گرچه والدین آنها از نظر هوشی مانند خود آنها هستند ولی فرزندان آنها اندکی از خودشان باهوش ترند. از نظر هوشی، حداکثر به اندازه یک کودک 12-11 ساله (سه چهارم کودک عادی) رشد می کنند. بعبارت علمی، هرگز به مرحله انتزاعی[1] نمی رسند. 2 درصد عقب مانده های ذهنی را تشکیل می دهند و ندرتاً احتیاج به مؤسسات درمانی دارند. آنهائیکه هوش بهر بالا دارند با کمک آموزشی می توانند در مدارس معمولی درس بخوانند ولی آنهائیکه هوش بهر پایین تری دارند بهتر است به مدارس مخصوص بروند.

2. عقب مانده های ذهنی متوسط یا تعلیم پذیر

اکثر آنها دچار ضایعات مغزی هستند. از نظر شکل ظاهری معمولاً مشخص هستند. اکثراً از ابتدای تولد در کلیه فعالیت های ذهنی و جسمی عقب هستند. بمدرسه میروند ولی از همان سال اول دبستان مردود می شوند ولی بعضی ها با کمک زیاد و با تجدید امتحان قبول می شوند. بیش از 4-2 کلاس (برحسب هوش بهر خود) نمی توانند درس بخوانند. بهتر است که از ابتدا در مدارس مخصوص تحصیل نمایند. کارهای ساده را در مدت طولانی می توانند فراگیرند و انجام دهند.

ندرتاً ازدواج می کنند ولی به نظارت و کمک در امور خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی احتیاج دارند. فرزندان آنها ممکن است کاملاً سالم باشند. بشرطی که علت عقب ماندگی ذهنی این دسته بخاطر عوامل ارثی نبوده و بعللی دیگر مانند عفونت مغزی و یا ضربه مغزی و امثالهم ایجاد شده باشد.

از نظر رشد هوشی، حداکثر به اندازه یک کودک 8-7 ساله (نصف کودکان عادی) رشد می کنند. تعداد آنها نسبت به عقب مانده های خفیف خیلی کمتر است. این گروه و گروه پائین تر: اکثراً به علت عوامل ارثی (ژن های منفرد مغلوب مانند فنیل کتونوری و غیره) دچار عقب ماندگی ذهنی شده اند. بعضی از خواهران و برادران آنها نیز عقب مانده هستند ولی والدین ندرتاً این چنین می باشند.

3. عقب مانده های ذهنی شدید

این دسته از عقب مانده ها دچار ضایعات مغزی بوده و برحسب نوع بیماری ظاهر مشخصی دارند. در کلیه اعمال ذهنی و حرکتی عقب تر از عقب مانده های ذهنی متوسط هستند. در مدارس مخصوص در طی زمان طولانی کمی سواد یاد می گیرند ولی قادر به اخذ کارنامه کلاس اول دبستان نمی باشند.

ازدواج نمی کنند و تمایلی هم به این کار ندارند. زیرا مفهومی از ازدواج ندارند، گرچه ممکن است از نظر جسمانی به مرحله بلوغ جنسی برسند. گاهی والدین ازدواج را برای آنان ترتیب می دهند به امید اینکه بعد از فوتشان، این دسته از عقب مانده ها پناهگاهی داشته باشند ولی خیلی زود به اشتباه عمل خود پی می برند. زیرا دو عقب مانده ذهین شدید قادر نیستند که با هم زندگی کنند و شخص باهوش متوسط هم تن به ازدواج با آنها نمی دهد مگر بخاطر علل مشخصی مانند ثروت و یا جاه و مقام والدین آنان. معذلک این ازدواج دیر یا زود منجر به جدایی خواهد گشت.

از نظر هوشی، حداکثر به اندازه یک کودک 4-3 ساله رشد می کنند ولی در سنین بالا و با آموزش مخصوص مسئولیت های بیشتری را می توانند انجام دهند. معذلک تا آخر عمر احتیاج به کمک دیگران دارند.

4. عقب مانده های عمیق ذهنی

این گروه، بعلت ضایعات مغزی دچار عقب ماندگی ذهنی شده و در کلیه اعمال ذهنی- حرکتی پائین تر از کودکان عادی هستند. با آموزش مخصوص بمدت طولانی می توان بعضی از علائم ضروری و لازم زندگی مانند خواندن «ایستگاه اتوبوس»، خطر مرگ و اسامی مکان های معروف را به آنها یاد داد. برای خود مراقبتی مانند پوشیدن کفش، جوراب، لباس و تعلیم توالت احتیاج به آموزش طولانی و نظارت و راهنمائی دارند. در مدارس مخصوصی که در ایران وجود دارد چیزی نمی تواند یاد بگیرند. هرگز ازدواج نمی کنند. از نظر هوشی حداکثر، کمتر از یک کودک 2 ساله رشد می کنند ولی در خود مراقبتی و بعضی از مسئولیت های اجتماعی از آنان بالاتر هستند. کارهای بسیار ساده مانند آب پاشی باغ، گله داری و امثالهم را با آموزش می توانند انجام دهند. این گروه از عقب ماندگان ذهنی احتیاج به کمک دیگران در اکثر کارهای روزانه، تا آخر عمر دارند.

تشخیص افتراقی عقب ماندگی ذهنی

در بعضی از موارد ممکن است عقب ماندگی ذهنی با اختلالات دیگر اشتباه شود، در حالیکه آن فرد عقب مانده نباشد ولی دارای علائمی باشد که ظاهراً عقب مانده تصور شود.

این موارد عبارتند از:

1- اختلالات شدید روانی مانند اسکیزوفرنی و غیره

2- آفازی

3- اختلالات اختصاصی یادگیری و یا رشدی مانند تأخیر در تکلم، تأخیر در کنترل ادرار و یا مدفوع، ضعف در حساب، خواندن. املاء و غیره، این موارد رابطه ای با هوش نداشته و در کودکان تیزهوش، متوسط و یا عقب مانده در 10-5 درصد موارد دیده می شود. این کودکان در یک و یا چند جنبه ممکن است تأخیر داشته باشند، درحالیکه کودک عقب مانده در تمام جنبه های ذهنی عقب است.

4- فلج مغزی: 75 درصد این کودکان عقب مانده هستند ولی در حدود 25 ردصد بقیه ممکن است دارای هوش متوسط باشند.

5- نقص های حواس پنج گانه مانند اختلال شنوائی، بینائی و غیره که ممکن است ظاهراً کودک عقب مانده تصور شود درحالیکه دارای هوش متوسط است ولی برخی از بیماری هایی که باعث کری و یا اختلال بینائی می شود روی مغز نیز اثر سوئی دارد و کودک واقعاً عقب مانده می باشد.

گردآورنده: هوشنگ اسدالهی روانشناس بالینی

 

نظرات

پیغامی ارسال نشده است.

ارسال نظر

برای ارسال پیغام لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

امتیازات

امتیاز دادن فقط برای اعضاست.

برای امتیاز دادن یا ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید.

امتیازی داده نشده است.
زمان بارگزاری صفحه: 0.04 ثانیه
454,681 بار بازدید صورت گرفته است